مهدي عليه السلام نيمی غربی و نيمی شرقی

27 11 2008

در یک پیامی که از حضرت حجت علیه السلام نقل شده خطاب به شیخ مفید(ره) و در منابع روایی ما هم آمده از ایشان این تعبیر رسیده که اگر شیعه ی ما در راه پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند (یعنی به عدالت رفتار می کردند) سعادت ملاقات ما از آنان سلب نمی شد و معنایش این است که من در دسترس هستم شما دست دراز نمی کنید. کارنامه ی همه ی ایدئولوژی های بشری در دنیا کبود است یعنی هر کدام به یک نکته ی درستی توجه کردند و چند نکته ی درست تر را از قلم انداختند و لذا علی رغم آن شور بدوی که برای حل مشکلات بشر داشتند بعد از آن یک مدتی همه ی آنها از احکام مرده تغذیه کردند و در عین حال همه ی ایدئولوژی تقریبا خود مرکز بین بودند و خودشان را نگین و بقیه ی بشریت را حلقه ی اطراف خودشان می دیدند. مثل آن کسی که در شهرکی نشسته بود و از او پرسیدند که دنیا کجاست؟گفت دنیا روستایی است اطراف شهر ما ! به علاوه این ایدئولوژی های شرق و غرب یک مشکلی دیگر هم داشتند و آن اینکه حرفهای بزرگ و رفتار پستی با بشر داشتند.در دورانی که به اقتدار رسیدند با یک ایده های بسیار شکستنی ادعاهای بسیار بزرگی کردند و با نظریات بسیار ضعیف و شکننده وارد عرصه ی عمل اجتماعی و تاریخی شدند که یک عرصه ی کاملا واقعی است و به عبارتی دیگر باید گفت با بار شیشه به بازار آهنگران آمدند و نتیجه ی مستقیم و بلافصلش را هم دیدند و حالا که تقریبا از همه ی ایدئولوژی های غربی خودشان اظهار خستگی و نفرت و کسالت می کنند از فاشیزم از مارکسیزم از لیبرالیزم از صهیونیزم به ستوه آمدند و آخرین نتیجه ای که به عنوان استنتاج عملی از چند دهه ی اخیر اعلام می شود این است که ما اصلا اصول نظری برای یک زندگی جمعی نمی خواهیم. ما احتیاج به ایدئولوژی نداریم و انقلاب هم ممکن نیست به خصوص انقلاب کبیر در ابعاد جهانی دیگر ممکن نیست و همه ی انقلابها صغیرند و احتیاج به متولی و قیم دارند اما درست در این لحظه که بشر به بن بست رسیده و کاملا احساس خلاء و پایان یافتگی می کند و با او خاطره های مرده و آرزوهای مجروح خودش را در بن بست حس می کند یک انقلاب واقعا کبیر یک انقلاب اکبر از راه خواهد رسید که جهان را یک جا در خواهد نوردید و همه ی انقلابهای جهان روی هم در جنب او احساس صغارت خواهند کرد آن وقت قرن ها انتظار مهدی برای حرف زدن با بشریت به پایان می رسد و عصر ظهور شروع می شود. او دست همه ی بشریت را خواهد فشرد و به آنها خواهد گفت که برای شالوده شکنی موقعیت انسانی آمده ام.من آمده ام تا اوضاع حاکم بر جهان را در شرق و غرب و جنوب و شمال به هم بزنم همه ی نقاط جهان در دستور کار من خواهد بود چون برای مهدی شرق و غرب جهان همه جا خانه ی اوست. برای او چیزی مانع نیست چون می دانید حضرت مهدی علیه السلام از پدری شرقی و مادری غربی به دنیا آمده است و با شرق و غرب جهان خویشاوند است گرچه پیام او از حیث مضمون نه شرقی و نه غربی است اما از حیث مخاطب انسانی هم شرقی و هم غربی است. حضرت مهدی علیه السلام مادرش رومی است یک دختر رومی و مسیحی و پدرش عرب و شرقی است و از ناحیه ی مادر اروپایی است و رمی. مادر رومی و مسیحی که در جنگ اسیر شد و با قضایایی مسلمان شد و شاید این رازی باشد که برای فتح غرب و جهان مسیحی به دست مهدی یک روزی به کار خواهد آمد. چندین نفر از ائمه ی اهل بیت علیهم السلام مادرانشان عرب نبودند و از نژادهای دیگر بودند. البته آن جوهر خاصی که از ابراهیم نسل به نسل به ائمه علیهم السلام رسید آن گوهر الهی در اینها محفوظ ماند اما در عین حال مسئله برای اینکه روشن بشود که یک مسئله ی انسانی است نه نژادی و عربی روشن بشود که مسئله مسئله ی جهان شمول و تاریخی است و همه ی طبقات را به هم می زند.مادران بعضی از ائمه ی ما از بدترین و پایین ترین موقعیت های اجتماعی انتخاب می شدند یعنی جزء بردگان بودند. در جنگ های بنی عباس و بنی امیه و در فتوحات آنها اسیر می شدند و به کشورهای اسلامی آورده می شدند و بین خانواده های مسلمان ها تقسیم می شدند و مادر چند تن از ائمه علیهم السلام ما اینها بودند. یعنی بزرگترین انسانهای تاریخ که الگوی انسان کامل و بشریت هستند از مادرانی به دنیا آمده اند که از نظر اجتماعی و اقتصادی و سیاسی از طبقات بسیار پایین بودند.طبقاتی که نباید به حساب می آمدند. از جمله مادر حضرت مهدی علیه السلام از یک چنین وضعیتی آمده است.قضیه ی جالبی دارد: بشر بن سلیمان نقل می کند که روزی امام هادی علیه السلام پدر امام حسن عسگری علیه السلام مرا خواست و فرمود می خواهم راز بزرگی را با تو در میان بگذارم. بعد میگوید امام نامه ای به من دادند که دیدم امام هادی علیه السلام نامه را با خط رومی نوشته است.پرسیدم معنای نامه چیست؟امام هادی علیه السلام عبارات بسیار لطیف و با خط بسیار زیبای رومی نوشته بود و با مبلغی پول به من داد و فرمود: این مسئله را با کسی در میان مگذار . حرکت کن به سوی بغداد در فلان روز در معبر فرات قایق هایی خواهند آمد که اسرای جنگی ای که از نبرد با امپراطوری رم برگشتند را می آورند خودت را به جمع اسرا برسان.در جمع اسرا بعضی زنان هستند و بین آن دختران و زنان اسیر دنبای خانمی بگرد با این خصوصیات که: لباس حریر بر تن اوست و اخلاق انبیایی دارد اخلاق توام با کرامت و حیا.نمی گذارد به او دست بزنند نمی گذارد به او نگاه کنند فاصله می گیرد و عفت و حیا دارد.آن دختر را پیدا کن و این نامه ی من را به او بده.او هم می داند که باید منتظر چه کسی و چه چیزی باشد.او خوابی دیده است.تو دیگر نمی خواهی به او توضیح بدهی فقط این نامه را به او بده.امام فرمودند این نامه را که به او بدهی او اخلاق ما و فرهنگ ما را از روی عبارات آن نامه خواهد شناخت و بعد اختیار دیگر با خود اوست.بشر می گوید من خودم را رساندم و رفتم و او را پیدا کردم و نامه را به او رساندم و

ادامه مطلب »





دین ، بی دینی ، زندگی

11 09 2007

دین چیست ؟
تعریف : به مجموعه راه و روشهایی که ما یعنی انسانها از آن پیروی می کنیم .
بی دینی چیست ؟
تعریف : یعنی انسان از هیچ راه و روشی پیروی نکند .

سوال . انسانی وجود دارد که از راه و روشی پیروی نکند ؟
فکر نمی کنم این چنین انسانی روی زمین وجود داشته باشد . شیطان پرستها هم از شیطان پیوری می کنند پس آنها نیز راه و روشی مخصوص خودشان را دارند پس نتیجه میگیریم که هیچ انسان بی دینی روی زمین وجود ندارد
پس انسان باید همشه دنبال راه و روشی باشده که بتواند بوسیله آن راه و روش، در زندگی روز مره موفقیت کسب کند و سعادت دنیا وآخرت خود رو بوسیله آن راه و روش تضمین کند .

الهم عجل لولیک الفرج
به امید ظهور آقا امام زمان عج