درسی از ادیسون

اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد…

اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود.

در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است!

آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود…

پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند!!!

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ مي بيني چقدر زيباست؟!!  رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟!! حيرت آور است!!!

من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟!!!!!!

چطور ميتواني؟! من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد…!

در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم! الآن موقع اين كار نيست! به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!

توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد…

زندگی هم سلف سرویس است!

امت فاکس، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت . او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود . اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت . از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند . او با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: …
من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد .
حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟
مرد با تعجب گفت: ولی اینجا سلف سرویس است. سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد: به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید !
امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است .
همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها،شادی ها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟
و هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است. سپس آنچه می خواهیم برگزینیم .

نمک شناس!!

او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند.
روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند.
در حين صحبتهاشان گفتند: چرا ما هميشه با فقرا و آدمهايى معمولى سر و كار داريم و قوت لا يموت آنها را از چنگشان بيرون مى آوريم ، بيايد اين بار خود را به خزانه سلطان بزنيم كه تا آخر عمر برايمان بس باشد.
البته دسترسى به خزانه سلطان هم كار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممكن را بررسى كردند، اين كار مدتى فكر و ذكر آنها را مشغول كرده بود، تا سرانجام بهترين راه ممكن را پيدا كردند و خود را به خزانه رسانيدند.
خزانه مملو از پول و جواهرات قيمتى و … بود.
آنها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلا جات و عتيقه جات در كوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در اين هنگام چشم سر كرده باند به شى ء درخشنده و سفيدى افتاد، گمان كرد گوهر شب چراغ است ، نزديكش رفت آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمك است ، بسيار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پيشانى زد بطورى كه رفقايش متوجه او شدند و خيال كردند اتفاقى پيش آمد يا نگهبانان خزانه با خبر شدند. خيلى زود خودشان را به او رسانيدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟ او كه آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پيدا بود گفت : افسوس كه تمام زحمتهاى چندين روزه ما به هدر رفت و ما نمك گير سلطان شديم ، من ندانسته نمكش را چشيدم ، ديگر نمى شود مال و دارايى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است كه ما نمك كسى را بخوريم و نمكدان او را هم بشكنيم و…
آنها در آن دل سكوت سهمگين شب ، بدون اين كه كسى بويى ببرد دست خالى به خانه هاشان باز گشتند. صبح كه شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد تازه متوجه شدند كه شب خبرهايى بوده است ، سراسيمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانيدند، ديدند سر جايشان نيستند، اما در آنجا بسته هايى به چشم مى خورد، آنها را كه باز كردند ديدند جواهرات در ميان بسته ها مى باشد، بررسى دقيق كه كردند ديدند كه دزد خزانه را نبرده است و گرنه الآن خدا مى داند سلطان با ما چه مى كرد و…
بالآخره خبر به سلطان رسيد و خود او آمد و از نزديك صحنه را مشاهده كرد، آنقدر اين كار برايش عجيب و شگفت آور بود كه انگشتش را به دندان گرفته و با خود مى گفت : عجب ! اين چگونه دزدى است ؟ براى دزدى آمده و با آنكه مى توانسته همه چيز را ببرد ولى چيزى نبرده است ؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟… ولى هر جور كه شده بايد ريشه يابى كنم و ته و توى قضيه را در آورم . در همان روز اعلام كرد: هر كس شب گذشته به خزانه آمده در امان است او مى تواند نزد من بيايد، من بسيار مايلم از نزديك او را ببينم و بشناسم .
اين اعلاميه سلطان به گوش سركرده دزدها رسيد، دوستانش را جمع كرد و به آنها گفت : سلطان به ما امان داده است ، برويم پيش او تا ببينيم چه مى گويد. آنها نزد سلطان آمده و خود را معرفى كردند، سلطان كه باور نمى كرد دوباره با تعجب پرسيد: اين كار تو بوده ؟ گفت : آرى . سلطان پرسيد: چرا آمدى دزدى و با اين كه مى توانستى همه چيز را ببرى ولى چيزى را نبردى ؟ گفت : چون نمك شما را چشيدم و نمك گير شدم و بعد جريان را مفصل براى سلطان گفت . سلطان به قدرى عاشق و شيفته كرم و بزرگوارى او شد كه گفت : حيف است جاى انسان نمك شناسى مثل تو، جاى ديگرى باشد، تو بايد در دستگاه حكومت من كار مهمى را بر عهده بگيرى ، و حكم خزانه دارى را براى او صادر كرد.
آرى او يعقوب ليث بود و چند سالى حكمرانى كرد و سلسله صفاريان را تاءسيس نمود.

دستان دعا كننده

ژانویه 12, 2010 مهدی عبدالهی 2 دیدگاه

اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گرد

در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد.

در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.

يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد…

آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.

وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت مي كنم.

تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده…
بيش از 450 سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري مي شود.

يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را “دستان دعا كننده” ناميدند.

به خاطر بسپاريد كه مسلما روياهاي ما با حمايت ديگران تحقق مي يابند

شمع فرشته !

مردي که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله‏اش را بسيار دوست ميداشت.
دخترک به بيماري سختي مبتلا شد، پدر به هر دري زد تا کودک سلامتي‏اش را دوباره به دست بياورد، هرچه پول داشت براي درمان او خرج کرد ولي بيماري جان دخترک را گرفت و او مرد.
پدر در خانه اش را بست و گوشه‏گير شد.
با هيچکس صحبت نميکرد و سرکار نميرفت. دوستان و آشنايانش خيلي سعي کردند تا او را به زندگي عادي برگردانند ولي موفق نشدند.
شبي پدر روياي عجيبي ديد.
ديد که در بهشت است و صف منظمي از فرشتگان کوچک در جاده‏اي طلائي به‏سوي کاخي مجلل در حرکت هستند.
هر فرشته شمعي در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز يکي روشن بود.
مرد وقتي جلوتر رفت، ديد فرشته‏اي که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است.
پدر فرشته غمگين را در آغوش گرفت و او را نوازش داد، از او پرسيد: دلبندم، چرا غمگيني؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: بابا جان، هروقت شمع من روشن ميشود، اشکهاي تو آنرا خاموش ميکند و هروقت دلتنگ ميشوي، من هم غمگين ميشوم.
پدر در حالي که اشکش در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پريد.
اشکهايش را پاک کرد، انزوا را رها کرد و به زندگي عادي خود بازگشت.

سنگ تراش !

روزي، سنگتراشي که از کار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميکرد، از نزديکي خانه بازرگاني رد ميشد.
در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: اين بازرگان چقدر ثروتمند است!
و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در يک لحظه، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد. تا مدتها فکر ميکرد که از همه قدرتمندتر است.
تا اين که يک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او ديد که همه مردم به حاکم احترام ميگذارند حتي بازرگانان.
مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم يک حاکم بودم، آن وقت از همه قويتر ميشدم! در همان لحظه، او تبديل به حاکم مقتدر شهر شد.
در حالي که روي تخت رواني نشسته بود، مردم همه به او تعظيم ميکردند.
احساس کرد که نور خورشيد او را مي‏آزارد و با خودش فکر کرد که خورشيد چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با تمام نيرو سعي کرد که به زمين بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت.
پس با خود انديشيد که نيروي ابر از خورشيد بيشتر است، و تبديل به ابري بزرگ شد.
کمي نگذشته بود که بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف هل داد.
اين بار آرزو کرد که باد شود و تبديل به باد شد.
ولي وقتي به نزديکي صخره سنگي رسيد، ديگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت.
با خود گفت که قويترين چيز در دنيا، صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد.
همانطور که با غرور ايستاده بود، ناگهان صدائي را شنيد و احساس کرد که دارد خرد ميشود.
نگاهي به پايين انداخت و سنگتراشي را ديد که با چکش و قلم به جان او افتاده است!

شش توصیه ضروری به اهالی پیاده‌روی

پیاده‌روی ورزش بسیار خوبی برای تعداد زیادی از افراد است. اگر شما نیز پیاده‌روی می‌كنید و قصد دارید حین پیاده‌روی كالری بیشتری بسوزانید و قصد دارید با این كار وزنتان را كنترل ‌كنید، باید كمی ‌بیشتر فعالیت كنید تا میزان كاهش وزن را به حداكثر برسانید. در اینجا راه‌هایی برای اینكه بتوانید حین راه رفتن كالری بیشتری بسوزانید، توصیه شده است.

1.
سرعت خود را به طور متناوب تغییر دهید:

پیاده‌روی‌ای كه تمام مدت با گام‌های یكنواخت انجام شود، كالری كمتری مصرف می‌كند. به جای اینكه در پیاده‌روی، سرعت ثابت و یكنواختی داشته باشید، سه دقیقه آهسته راه بروید و سپس به مدت سه دقیقه سرعت خود را افزایش دهید و دوباره آهسته راه بروید. سرعت شما در گام تند باید به حدی باشد كه نتوانید به راحتی صحبت كنید. در این سه دقیقه روی حركات خود تمركز بیشتری داشته باشید. می‌توانید این دوره‌های سه دقیقه‌ای را تا پنج مرتبه تكرار كنید تا كل زمان پیاده‌روی شما 30 دقیقه شود. این كار باعث می‌شود كه كالری بیشتری بسوزانید. به علاوه میزان تحمل‌پذیری و استقامت خود را نیز افزایش می دهید.

2.
روی سطوح نرم پیاده‌روی كنید:

پیاده‌روی روی شن، در مقایسه با پیاده‌روی روی سطح خیابان و سنگفرش‌، كالری بیشتری مصرف می‌كند. راه رفتن روی شن‌ها نسبت به سطوح صاف دیگر، 50 درصد كالری بیشتری می‌سوزاند. اگر به ساحل دریا دسترسی ندارید، راه رفتن روی خاك‌های نرم را امتحان كنید. پیاده‌روی روی هر سطح نرمی‌كه پای شما كمی‌ در آن فرو رود، نسبت به سطوح صاف كالری بیشتری مصرف می‌كند.

3. همه عضلات بدن را درگیر كنید:

هنگامی‌كه راه می‌روید، غیر از پاها، از سایر اعضای بدن نیز تا آنجا كه می‌توانید استفاده كنید. شانه‌ها، قفسه‌سینه، بازوها و دست‌ها را متناسب با حركت بدن حركت دهید. هرچه بیشتر حركت كنید، كالری بیشتری می‌سوزانید. اگر حركات بدن را جزیی از پیاده‌روی معمول خود كنید، با این كار كالری بیشتری مصرف خواهید كرد.

4.
هنگام ورزش کردن موسیقی ورزشی گوش كنید:

مطالعات نشان می‌دهد افرادی كه هنگام ورزش كردن به موسیقی‌های ورزشی گوش می‌كنند، سخت‌تر و طولانی‌تر از افرادی كه بدون موسیقی ورزش می‌كنند، به فعالیت می‌پردازند.

5.
از شیب‌ها استفاده كنید:

اگر بیرون از خانه پیاده‌روی می‌كنید، مسیر خود را طوری انتخاب كنید كه شامل سطوح شیب‌دار و تپه‌های كوچك باشد. بالا رفتن از شیب‌ها باعث می‌شود كه ضربان قلب شما افزایش پیدا كند و چربی بیشتری بسوزانید. سعی كنید با همان سرعت و گام‌هایی كه در سطح صاف پیاده‌روی می‌كردید، از شیب‌ها بالا بروید. با افزودن مقداری شیب به پیاده‌روی خود، علاوه بر مصرف كالری بیشتر، استقامت شما نیز افزایش خواهد یافت و عضلات شما قوی خواهد شد.

6.
كمی ‌سنگین‌تر راه بروید:

می‌توانید یك لباس سنگین بپوشید تا هنگام راه رفتن كالری بیشتری مصرف شود. اگر نمی‌خواهید چنین كاری انجام دهید، می‌توانید از یك كیف یا كوله‌پشتی كه حاوی چند كتاب باشد، بر دوش خود استفاده كنید و آن را در هنگام پیاده‌روی حمل كنید. از حمل وزنه یا چیزهایی كه با دست حمل می شوند، خودداری كنید، زیرا خطر آسیب‌دیدن شما افزایش می‌یابد.

از خواص پیاز و پیازچه چه میدانید ؟

- از پیاز به عنوان یك داروی ضدعفونی كننده استفاده می شود. مالیدن آب پیاز به صورت، بعنوان یک ماسک ضد چروک بسیار عالی از ایجاد لكه ها جلوگیری می كند.

- از مخلوط آب پیاز و عسل می توان به عنوان یك كرم ضد چروك استفاده كرد.

- پیاز سرشار از ویتامین C، کلسیم، منیزیم، فسفر، پتاسیم، سدیم، گوگرد و اسید فولیک و مقدار کمی آهن، مس و روی است که تاکنون تحقیقات زیادی برای اثبات خواص آن صورت گرفته است.

- خوردن پیاز در پیشگیری از پوکی استخوان مؤثر است؛ چرا که پیاز با جلوگیری از کاهش مواد معدنی به ویژه کلسیم موجود در سلول‌های استخوانی از بروز پوکی استخوان جلوگیری می‌کند.
پژوهشگران دانشگاه برن سوئیس، تركیبی در پیاز شناسایی كرده اند كه از كاهش حجم استخوان و پوكی آن جلوگیری می كند. این ماده در پیش گیری در كاهش نیافتن مواد مصرفی (به ویژه كلیه سلول های استخوانی) تأثیر زیادی دارد.

- پیاز یكی از گیاهان بسیار قدیمی است كه انسان آن را شناخته و در غذای خود استفاده می كرده است. در كتاب های پزشكان قدیم از پیاز به سبب داشتن الیاف و ویتامین ها و فلزات به عنوان داروخانه ای كامل نامبرده شده است.

- بوی آن میكروب های مضر را از بین می برد.

- قند خون را كاهش می دهد.

- از ابتلا به سكته جلوگیری می كند.

- قلب را فعال می كند و كلسترول را كاهش می دهد.

- گردش خون را تقویت می كند.

- به سبب داشتن آنتی اكسیدان، تنش و نگرانی را از بین می برد.

- الیاف غذایی آن دستگاه هاضمه را تقویت می كند.

- پیاز از سرطان ریه جلوگیری می كند: مواد شیمیایی موجود در پیاز خطر ابتلا به سرطان ریه را كاهش می دهد. مواد “فلاونوید” از دچار شدن به انواع بیماری ها جلوگیری می كند و به وفور در پیاز یافت می شود. (پیاز و سیر از گیاهان طبیعی بسیار خوبند و برای سلامتی انسان بسیار مفیدند و تنها عیب آنها بوی بدشان است كه سبب آزار دیگران می شود.)

- پیاز برای پوست بسیار مفید است. زیرا خون را تصفیه می كند و در نتیجه رنگ چهره زیباتر و جذاب تر می شود.

- همچنین پیاز به دلیل داشتن گوگرد باعث افزایش رشد موهای سر می شود.

- پیاز به دلیل داشتن آهك، دندانها را محكم می كند و باعث استحكام استخوان بندی بدن می شود. بنابراین خوردن پیاز در كودكان مبتلا به نرمی استخوان و سالمندان مفید است.

- اگر سرما خورده اید، چند پیاز را برش داده و در نقاط مختلف خانه قرار دهید… پیاز مانند یك دستگاه تصفیه هوا از ابتلای سایر اعضای خانواده به این بیماری جلوگیری خواهد كرد.

- همچنین اگر خارج خانه غذا می خورید، پیاز را همراه آن مصرف كنید، زیرا ماده ای در پیاز وجود دارد كه از مسمومیت غذایی حاصل از خوردن گوشت مانده جلوگیری می كند.

- اگر شخصی به دلیل مصیبت وارده دچار حملات عصبی شده، پیازی را به دو نیم كرده و جلوی بینی او بگیرید.

- خوردن نصف پیاز متوسط در روز ۳۰ درصد از مقدار کلسترول بد خون را کاهش می‌دهد و به جای آن باعث افزایش کلسترول خوب خون می‌شود. پیاز منبع غنی نوعی اکسیدان است که از بروز سرطان در افراد جلوگیری می‌کند.

- پیاز به دلیل داشتن ماده گلوکوزین که مشابه هورمون انسولین است، قند خون را تنظیم می‌کند.

- گفتنی است، این گیاه خوراکی از بیماری آب مروارید در چشم نیز جلوگیری می‌کند و بنابراین مصرف آن به افراد مسن توصیه می‌شود.

خواص پیازچه :
پیازچه هم فواید متعددی دارد. به تازگی متخصصان علوم تغذیه فرانسه دریافته اند كه پیازچه ادرار آور است زیرا ۸۵ در صد آن را آب تشكیل می دهد. در پیازچه ۲۴۳ میلی گرم پتاسیم و ۴ میلی گرم سدیم و ۲۷ گرم كالری است. دانشمندان دریافته اند كه بخش سفید رنگ پیازچه دارای مواد قندی است كه در ادرار كردن تأثیر می گذارد و بخش سبز آن ویتامین”ث” دارد كه دستگاه دفاعی بدن را تقویت می كند. و ۲ میلی گرم ماده كاوتین پیازچه به بازسازی سلولها كمك می كند.

دسته‌ها:عمومی, پزشکی

توصیه های مهم تغذیه‌ای به بیماران قلبی

آیا می‌دانید بیماری‌های قلبی‌عروقی نخستین علت مرگ و میر در کشور ما هستند؟ آیا عوامل خطرساز و به وجود آورنده آن را می‌شناسید؟ یادتان باشد که با کمی تغییر در برنامه غذایی‌تان و البته پایبندی به آن می‌توانید احتمال ابتلا به این گروه از بیماری‌های شایع را برای همیشه در خود و خانواده‌تان کاهش دهید. قبل از هر چیز باید بگوییم که پرفشاری خون، افزایش چربی‌های خون، بیماری دیابت، اضافه وزن، چاقی و کم‌تحرکی از عوامل ایجادکننده این بیماری‌ها به شمار می‌روند که شما می‌توانید با تغذیه مناسب و متعادل از بسیاری از این عوامل خطر پیشگیری کنید. برای این منظور در انتخاب غذایی که می‌خورید دقت داشته و برای کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی، توصیه‌های زیر را جدی بگیرید:

ـ کمتر چربی بخورید: بعضی چربی‌ها خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهند. این چربی‌ها شامل روغن‌های نباتی جامد و چربی‌های حیوانی از قبیل پیه، دنبه و کره است. چربی‌های حیوانی، همچنین در مواد غذایی نظیر گوشت، دل، جگر، قلوه، مغز، کله‌پاچه، سرشیر، خامه، شیر، ماست و پنیر پرچرب وجود دارند. برای مصرف کمتر چربی‌ها سعی کنید در تهیه غذا، میزان روغن را کاهش دهید و مصرف غذاها، شیرینی‌ها و تنقلاتی را که حاوی چربی زیادی هستند به حداقل برسانید.

ـ کمتر نمک بخورید: مصرف کمتر نمک احتمال ابتلا به افزایش فشارخون را کاهش می‌دهد. افزایش فشار خون از مهم‌ترین عوامل ابتلا به بیماری‌های قلبی است. بدن ما به نمک به مقدار کم نیاز دارد ولی بیشتر ما بیش از مقدار مورد نیاز آن را مصرف می‌کنیم. نمک از راه‌های اضافه کردن به هنگام پخت، نمک سرسفره و نمک موجود در انواع چاشنی‌ها و محصولات غذایی آماده و کنسروی به بدن ما می‌رسد بنابراین از افزودن آن به غذا در سر سفره اجتناب کنید.

ـ کالری دریافتی خود را کاهش دهید: دریافت کالری بیش از حد نیاز موجب چاقی می‌شود. افزایش وزن و چاقی از عوامل مهم ابتلا به بیماری‌های قلبی است بنابراین، مواظب باشید بیش از حد نیاز غذا نخورید. مصرف غذاها، نوشیدنی‌ها، شیرینی‌ها و تنقلاتی را که دارای کالری زیادی هستند را کاهش دهید. با فعالیت بدنی منظم و روزانه، کالری مصرفی را افزایش دهید و وزن خود را در محدوده طبیعی نگه دارید. در ضمن، از کاهش و افزایش وزن به طور متناوب بپرهیزید زیرا این نوسانات وزنی نیز خطر بروز این بیماری‌ها را در شما افزایش خواهد داد.

ـ بیشتر از مواد فیبردار مصرف کنید: فیبرها در میوه‌ها، سبزی‌ها و دانه‌ کامل غلات و حبوبات وجود دارند. مصرف این مواد غذایی خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد. برای دریافت بیشتر فیبر، مصرف میوه‌ها و سبزی‌ها را افزایش دهید. حبوبات را در برنامه غذایی خود بگنجانید و از نان‌ و ماکارونی سبوس‌دار استفاده کنید که نه تنها موجب کنترل وزن‌تان می‌شوند بلکه اثرات قابل توجهی در کاهش چربی و فشار خون از خود نشان می‌دهند.

دسته‌ها:عمومی

حقایق ارزشمند اما نا آشنا در مورد سلامتی

توصیه های بهداشتی یا سلامتی اگر چه امروزه بیشتر از قبل ارائه می شود اما باز هم هستند افرادی كه از آن بی خبرند. بیشتر این توصیه های پزشكی در مورد خانم هایی است كه به هر دلیل تغییرات نه چندان علمی در سبك زندگی خود ایجاد می كنند. مثلا آیا می دانید كه پیروی از رژیم های غذایی ناپایدار و زود گذر چه تاثیری بر سلامت شما دارد؟

بعد از چند روز پیروی از این رژیم ها و سپس رها كردن آن منجر به كاهش روند متابولیسم می شود. به این دلیل كه وقتی بدن در معرض كمبود غذا قرار می گیرد بدن احساس می كند كه غذای كافی دریافت نمی شود و در نتیجه به بدن دستور می دهد كه ذخیره چربی را نگه داشته و در عوض به سمت ماهیچه ها به عنوان منبع سوخت توجه كند. همچنین بعد از چند روز پیروی از رژیم غذایی كم چرب مقدار اسید چرب امگا 3 در مغز كاهش می یابد و همین امر زمینه ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. بهترین روش برای كاهش وزن به طور موثر و به صورت سالم بهتر است كه غذای كمتری مصرف كنید و بین میزان مصرف انرژی و مقدار مصرف كالری تعادل برقرار كنید. به هیچ عنوان مقدار كالری مصرفی و روزانه خود را بیشتر از 1200 كالری كاهش ندهید.

آیا می دانید كه كم خوابی می تواند چه تاثیر سوئی بر سلامت شما داشته باشد؟ فقط كافی است كه یك شب مدت خواب خود را از 8 ساعت به 4 ساعت كاهش دهید. در این حالت نه تنها احساس كج خلقی بیشتر خواهید داشت بلكه در پردازش اطلاعات نیز دچار مشكل می شوید و تمایل شما به خوردن (به خصوص شیرینی جات) افزایش می یابد. زیرا بدن نیاز به تامین انرژی از طریق خوردن دارد. همچنین به دلیل كم خوابی میزان تولید هورمون های رشد كاهش می یابد. این هورمون به تولید دوباره بافت ها و ترمیم آنها كمك می كند و در كل باعث افزایش جوانی و شادابی می شود. بنابر این توصیه می شود كه حداقل 7 ساعت در شب استراحت كنید.

دسته‌ها:دانستنیها, پزشکی